کیست در این انجمن ‘ محرم عشق غیور

مسیحای خسته                                ما همه بی غیرتیم‘  آینه در کربلاست(بیدل)             

با خویش می برندمسیحای خسته را

تا وا کنند   بغض صلیب شکسته را

آیینه غیرتیست که با ور نمی  کند

نقش حرام نطفه ی درخون نبسته را

دیریست آهوان رسالت چمن چمن

در خون چریده اند مضامین بسته را

صیاد یک تپش به تمنّا نمی رسد

صید به خون تپیده ی از بند رسته را

رنگ  عبورخط  تمنّا   نمی کشد

در این کویر پای به زنجیر بسته را

تنها  امام  عاطفه   تفسیر می کند

در پیچ وتاب داغ ٬  نماز نشسته را

از یاد خود نمی برد این سرخ منحنی

کوچ به خون نگاشته ی دسته دسته را

ساحل  نشین عافیت  از بر نمی کند

شعر   بلند  موج   نشینان  خسته را