می خواستم شعری عاشقانه بگویم
دست تو روی شیشهی ماشین لنگ میکشید
دیدم . قدت به لنگ دراز این آدم ها
هم نمی رسد
می خواستم شعری عاشقانه
زنی کنار خیابان
ماشین ها هوار شده بودند
روی سرت. درد های کوچک بی درمان
هوار هم بکشی
صدایت لای نوحهی آهنگران گیر می کند
میخواستم شعری
هی اشکهایت را به گوهر تشبیه می کنند
ای ایران، ای مرز پر گهر
میخواستم
کاش میشد شعری عاشقانه بگویم
جدیدترین دیدگاهها