بشکن تب سکوت و فراوان سئوال کن

از سر نوشت مبهم انسان سئوال کن

-

در بند نظم و ناظم و ترتیب هم نبا ش

چون شعر من همیشه پریشان سئوال کن

-

راز زمین سوخته ازآسمان بپرس

از انتظار سفره ی بی نان سئوال کن

-

وقتی که فقر روی تن شهر می خزد

از بال و پر کشید ن ایمان سئوال کن

-

آدم چگونه در تب گندم اسیر شد ؟

از من نپرس از خود شیطا ن سئوال کن

-

از ارتعا ش در تن زنجیر ها بگو

از آتش و گلوله و زندان سئوال کن

-

خواهی اگر معادله ی زیر خط فقر

از دختر کنار خیابان سئوال کن

-

از عشق های گم شده در وادی هوس

از عقل در مقا بل عرفان سئوال کن

-

وقتی نسیم موی تو را شانه می زند

آهسته از حکایت طوفان سئوال کن

از خاطرات خسته ی آن روز ها بگو

از شعله خیز خون شهیدان سئوال کن

-

از افتخار گم شده در جاده ی زمان

از سرزمین عشق از ایران سئوال کن