بشکن تب سکوت و فراوان سئوال کن
از سر نوشت مبهم انسان سئوال کن
-
در بند نظم و ناظم و ترتیب هم نبا ش
چون شعر من همیشه پریشان سئوال کن
-
راز زمین سوخته ازآسمان بپرس
از انتظار سفره ی بی نان سئوال کن
-
وقتی که فقر روی تن شهر می خزد
از بال و پر کشید ن ایمان سئوال کن
-
آدم چگونه در تب گندم اسیر شد ؟
از من نپرس از خود شیطا ن سئوال کن
-
از ارتعا ش در تن زنجیر ها بگو
از آتش و گلوله و زندان سئوال کن
-
خواهی اگر معادله ی زیر خط فقر
از دختر کنار خیابان سئوال کن
-
از عشق های گم شده در وادی هوس
از عقل در مقا بل عرفان سئوال کن
-
وقتی نسیم موی تو را شانه می زند
آهسته از حکایت طوفان سئوال کن
از خاطرات خسته ی آن روز ها بگو
از شعله خیز خون شهیدان سئوال کن
-
از افتخار گم شده در جاده ی زمان
از سرزمین عشق از ایران سئوال کن
بهمن ۲م, ۱۳۸۸در۸:۵۵ ب.ظ
حالا این همه سوال کنیم کی جواب میده؟
بهمن ۲م, ۱۳۸۸در۱۱:۲۹ ب.ظ
سوال کن، اگر واقعاً سوال کنی، جواب خودش پیدا میشه… فقط مهم سوال کردن و خواستن واقعیه…
بهمن ۷م, ۱۳۸۸در۹:۲۴ ق.ظ
سلام واقعا عالی بود (فوق العاده) جای حرفی باقی نمی ذاره